تبلیغات
مهندس - داستان زیبای «این قانون بیمارستان»
 

داستان زیبای «این قانون بیمارستان»

نوشته شده توسط :A. Pahlavan
یکشنبه 8 تیر 1393-02:06 ق.ظ

داستان, داستان آموزنده, قانون بیمارستان, بیمارستان, داستان قانون بیمارستان

پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت: «خواهش می‌کنم به داد این بچه برسید. ماشین بهش زد و فرار کرد.»
پرستار گفت: «این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو قبل از بستری و عمل پرداخت کنید.»

پیرمرد گفت: «اما من پولی ندارم. حتی پدر و مادر این بچه رو هم نمی‌شناسم. خواهش می‌کنم عملش کنید. من پول رو تا شب فراهم می‌کنم و براتون میارم.»

پرستار گفت: «با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.»

اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت: «این قانون بیمارستانه، اول پول بعد عمل. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.»

صبح روز بعد همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروز می‌اندیشید.
واقعا پول این‌قدر با ارزشه؟

منبع:yekibood.ir





نظرات() 


Can exercise increase your height?
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:06 ب.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme. Did you design this website yourself or did
you hire someone to do it for you? Plz answer back as I'm looking to design my own blog and would like to find out where u got this
from. thank you
Foot Issues
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:49 ب.ظ
Fantastic website. A lot of helpful information here. I am sending it to several buddies ans
additionally sharing in delicious. And of course, thank
you on your effort!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox